تحلیلی کوتاه بر پوشش خبری اوباما در رسانه های داخل
دروازه بانانی که با اشتیاق گل می خورند!

نگاهی گذرا به عملکرد کسانی که در سه دهه اخیر به عنوان مرد نخست کاخ سفید معرفی شده اند به خوبی نشان می دهد که دموکرات ها به دلیل علاقمندی بیشتر به راه حل های مسالمت آمیز، رفتار بهتری با ایران داشته اند. البته این رفتار بهتر نه به معنای «خوش رفتاری » یا «چرخش در سیاست های کلی» است بلکه شاید بتوان آن را به «عدم تحمیل خواسته ها به وسیله زور» تعبیر کرد. بسیاری از کارشناسان معتقدند که اگر کارتر در سال 57 بر مسند ریاست جمهوری آمریکا ننشسته و خواستار فضای باز سیاسی در کشور آمریکایی ایران و سایر کشورهای مستعمره گونه نشده بود روند انقلاب اسلامی با موانع جدیدی روبه رو می گشت. همچنین برای نخستین بار این مادلین آلبرایت وزیر امورخارجه دولت دموکرات بیل کلینتون بود که از ایران به خاطر ایفای نقش آمریکا در کوتای 28 مرداد 32 رسماً عذرخواهی کرد. عکس این موارد نیز مصداق های زیادی دارد. هنوز سال های زیادی نگذشته است از زمانی که جرج هربرت بوش عملا با تئوری نظم نوین جهانی قلدری آمریکا را پس از پیروزی در جنگ جنگ سرد به رخ ایران و البته جهان کشید. جرج واکر بوش هم که از سال 2000 تا جایی که وقت اجازه می داده ایران را به حمله نظامی تهدید کرده است!
بدیهی است ذکر این سطور نافی این مسئله نیست که سیاست های کلی کاخ سفید همیشه ثابت بوده است و مسائلی از قبیل «حمایت بی چون و چرا از اسرائیل» یا «تحریم های داماتو» هم در دولت دموکراتها انجام می شد و هم در دولت جمهوریخواهان اما حداقل می توان گفت که دموکرات ها علاقه بسیار کمتری به حمله نظامی به ایران دارند. بدیهی است در چنین حالتی ایران نیز دموکرات ها را به جمهوریخواهان ترجیح بدهد!
پس از به روی کار آمدن جرج بوش پسر تا به اکنون رسانه های داخلی اخبار زیادی از رویکرد خصمانه کاخ سفید مخابره کرده اند تا جایی که بسیاری مواقع این اخبار و تحلیل ها رنگ و بوی پیش بینی زمان حمله نظامی آمریکا را نیز به خود می گرفت. اما به خوبی مشهود بود که پس از نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده، رسانه های داخل به خبرهای اردوی دموکرات ها علاقه زیادی نشان دادند و بیشتر مواقع اخبار مربوط به رقابت درون حزبی باراک اوباما و هیلاری کلینتون به طور کامل و چندین برابر نوع مشابه دوره های قبل انعکاس می یافت. در این میان باز هم مشهود بود که باراک اوباما نامزد سیاهپوست و سناتور جایگاه ویژه ای را به خود اختصاص داده است. اوباما که با انتقاد تند و تیز از نحوه عملکرد جرج بوش وارد میدان شد به صراحت از خروج سربازان آمریکایی از عراق سخن گفت و خواستار پیش قدم شدن آمریکا در گفتگوی بی واسطه با ایران شد. اتفاقی که در هیچ کدام از تبلیغات نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری آمریکا پس از پیروزی انقلاب اسلامی رخ نداده بود. اوباما حتی تهدید هایش را نیز با زبان بهتری نسبت به رقیب دموکرات خودش مطرح می کرد. وقتی بانوی اول سابق آمریکا از محو کردن ایران در صورت حمله به اسرائیل دم می زد اوباما حمله نظامی به ایران را به عنوان یک گزینه روی میز که باید باقی بماند توصیف کرد.
در چنین حالتی رسانه های داخلی به اظهارات اوباما علاقه بیشتری نشان دادند و تقریبا هیچ خبری از این سناتور آمریکایی نبود که دروازه بانان خبری رسانه های داخل جلوی ورودش به دروازه را بگیرند. این امر تا بدانجا پیش رفت که حسینی سخنگوی وزارت امور خارجه ایران را مجبور کرد تا شائبه حمایت ایران از اوباما را تکذیب کند. البته برخی از روزنامه ها نیز تلاش کردند تا به خصوص پس از سخنرانی اوباما علیه ایران در کمیته دوستی آمریکا و اسرائیل با زدن تیترهایی چون «او با ما نیست!» جلوی این «حمایت رسانه ساخته» را بگیرند.
این پوشش وسیع پس از پس از پیروزی اوباما بر کلینتون پررنگ تر شد تا جایی که یک مطلب طنز اینترنتی که اجداد وی را بوشهری معرفی کرده بود(!) به عنوان یک خبر رسمی در رو.زنامه حرفه ای کیهان منعکس شد تا حساسیت ها نسبت به پوشش هر گونه خبر درباره اوباما خود را به خوبی نشان دهد.
در هرحال باید منتظر ماند و دید رقابت اوباما و مک کین نامزد جمهوریخواه و کپی برابر اصل بوش که اخبارش بسیار کمتر در رسانه ها داخل منعکس می شود به بر مسند قدرت نشستن نخستین رییس جمهور سیاه پوست در آمریکا منتج خواهد شد یا خیر.