تبليغاتX
قلمگاه

* ساعت 3 بعداز ظهر است. تازه از سرکار آمده ای و بعد از خوردن ناهار می خواهی کمی استراحت کنی. همه چیز هم برای یک خواب نیمروزی راحت آماده است. چشمانت که گرم می شوند زنگ خانه به صدا در می آید. زیر لب یک سری عبارات زیبا و جملات ادبی خاص به زمین و زمان نثار می کنی! گوشی آیفون را بر می داری: شما را به امام حسین یک کمکی کنید. فقیرم!
* سر چهارراه پشت چراغ قرمز ایستاده ای ناگهان صحنه ای مانند کبری 11 میخکوبت می کند! پیرمردی که انگار به زور لباس هایش را پاره کرده در پیاده رو نشسته و در حالی که پای سالمش را جمع کرده آن پای قطع شده را مانند اینکه در یکی از غرفه های نمایشگاه های بین المللی تهران نشسته به نمایش گذاشته است! یک کاسه هم دستش است و با صدایی که اشک سنگ را نیز درمی آورد خود را به دنبال رهگذران می کشاند: شما را به امام حسین یک کمکی کنید. فقیرم!
* برای رفتن به فلان اداره عجله داری. ناگهان یک آقای محترم آرام صدایت می زند. صبر می کنی و با تعجب منتظری تا ببینی این آقا که همراه یک خانم و دو بچه در گوشه ای از پیاده رو ایستاده اند چه کاری دارد. با شرم می گوید که در راه مانده است و نیاز به کمی پول دارد تا بتواند خود را به شهری که در 15 کیلومتری اینجاست برساند. خارش وجدانت (!) حکم می کند که کمک کنی. آن هم آنقدر که به راحتی بتواند به آن شهر برسد. بعد از کمک با او خداحافظی می کنی اما وقتی که کارت را در اداره انجام داده ای و بر می گردی می بینی که آن آقا هنوز همراه با خانواده اش ایستاده و همین داستان را برای دیگر رهگذران تکرار می کند. البته بعید می دانم بگوید: شما را به امام حسین یک کمکی کنید. فقیرم!
این داستان گدایی یا همان تکدی گری ظاهراً تمامی ندارد. جدا از درستی یا نادرستی این کار در میان کمک کنندگان هم دو دسته وجود دارند. یک دسته فکر می کنند که به هیچ وجه نباید به این افراد کمک کرد چون هم نهادهایی مانند کمیته امداد و بهزیستی وجود دارند و هم با این کار به گداپروری کمک شده است. دسته دوم اما اعتقاد دارند چون این کمک را در راه خدا می دهند و حتما ثواب دارد باید انجام دهند ضمن اینکه دادن صدقه خود محسنات فراوانی دارد. شما جزو کدام دسته هستید؟ در صورت تمایل در این نظر سنجی شرکت کنید و دلایل انتخاب گزینه و یا موارد دیگر را در قسمت نظرات بنویسید. فکر می کنم بحث جالبی شود.

+ گام برداشته شده در چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387ساعت 23:38 توسط محمد گل کش |

زمستان است. هوا بس ناجوانمردانه سرد...

زمستان است، هوا دلگیر و
سر خوردن، عجب ساده است!

+ گام برداشته شده در چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387ساعت 23:35 توسط محمد گل کش |