تبليغاتX
قلمگاه

الف: شکی نیست که حضور مردم در هر نظام به عنوان پشتوانه اصلی آن حکومت به شمار می رود. هر حاکمی شاید بتواند به مدد رسانه هایی که در اختیار دارد خود تنها گوینده کشورش باشد اما بی شک هنگامی که به این پشتوانه نیاز پیدا شود این مردم هستند که خود تصمیم می گیرند چه کنند. به مانند اتفاقی که در رفراندوم چندی پیش ونزوئلا رخ داد.
ب: اگر حضور را مهمترین دلیل بر مشروعیت یک نظام بدانیم بی شک انتخابات مهمترین محل برای تجلی این حضور است. میزان مشارکت و حضور مردم در پای صندوق های رای آنقدر از درجه اهمیت برخوردار است که در هنگام برگزاری انتخابات در هر کشوری رسانه های دشمن، نخستین کارشان تشویق به تحریم انتخابات است. به عنوان نمونه نگاهی به تبلیغات رسانه های بیگانه در موعد انتخابات در ایران به خوبی نشان می دهد که برای آن ها در وهله نخست اینکه "نیایید" مهم است و در درجه بعدی اهمیت "به چه کسی رأی دهید" قرار دارد.
ج: امسال برای نخستین بار پس از انقلاب هیئت های اجرایی کار هیئت های نظارت را انجام دادند و بسیاری از چهره های آشنا که گاه نامشان برای انتخابات شوراهای شهر نیر مورد تأیید قرار گرفته بود را  به قول باهنر احراز عدم صلاحیت کردند. قصه آن هنگامی جالب توجه می شود که در فهرست رد و عدم احزار صلاحیت شدگان نام های فراوانی از رزمندگان و مدیران و مسئولان سابق را می یابیم. نوه امام هم مهر عدم صلاحیت دریافت می کند. کار به جایی می رسد که آیت الله مکارم شیرازی نیز از این گستره فراوان رد و عدم احزار صلاحیت انتقاد می کند. به واقع چگونه است که به یکباره بسیاری از فرزندان این مرز و بوم الترام به اسلام و ولایت فقیه را از دست می دهند؟ چرا کار به جایی می رسد که سید حسن خمینی نوه امام خطاب به "نوه دختری عدم احراز صلاحیت شده امام" می گوید عطای انتخابات را به لقای آن واگذار؟
د: نباید توقع داشته باشیم با اینگونه عمل کردن و تنگ کردن دایره تعیین صلاحیت تا حدی که شائبه تشکیل مجلس معصومین و مشاهیر به ذهن برسد حضور حداکثری هم داشته باشیم. این درست که مجلس جمهوری اسلامی جای ناصالحان و عنادورزان نیست و نمایندگان مجلس باید افرادی صاحب صلاحیت و دلسوز نظام باشند اما چرا به قول رهبر معظم انقلاب قانون را ملاک قرار نمی دهیم؟ واقعا تا چه میزان تلاش کرده ایم سلایق شخصی و حزبی را دخالت ندهیم؟ "فقط برگزاری انتخابات" کاری ساده است آنچه مهم است حضور حداکثری در پای صندوق ها است. امری که این بار تحققش را دشوار کرده ایم.

پانوشت برای دوستان: حقیر سردبیر هفته نامه استرآباد است. گرچه به قول نعیم بدیعی و حسین قندی سردبیر فرمانده داخلی یک نشریه است اما پرواضح که سیاست اصلی یک نشریه توسط مدیرمسئول وصاحب امتیاز تعیین می شود. در استرآباد برخی مواقع آرای بنده با مدیرمسئول محترم و دوست داشتنی و با سعه صدر آن آقای دارایی همسو نیست. البته آنقدر محیط این هفته نامه و صداقت آن دوست داشتنی است که ترجیح دهم برای چاپ مقالاتم با مدیرمسئول به بررسی آن بپردازیم و نوشته با کمی جرح و تعدیل چاپ شود اما در همین هفته نامه به "روزمرگی روزنامه نگاری" مشغول باشم. یادم هم نمی رود که من یک روزنامه نگارم و آموخته ام که گرایشات سیاسی من خیلی به درد خواننده نمی خورد. برای خواننده ای که وقت می گذارد بیشتر کشف حقیقت مهم است. (برای همین بخش مصاحبه ای چای داغ را راه انداختم و خوشحالم که محملی شده مورد اعتماد همه و به یکی از پرخواننده ترین صفحات نشریات استان بدل شده است.)
راستی این وبلاگ را هم دوست دارم چون اینجا دیگر مدیرمسئول ندارد!

+ گام برداشته شده در دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 1:18 توسط محمد گل کش |

سپاس از همه عزیزانی که ده شب اول محرم را همراهم بودند در این خانه. مجموعه صحبت هایی که در این شب ها (البته هفت شب) توفیق شد در خدمت عزاداران حسینی در مسجد عسکریه گرگانپارس شهر گرگان داشته باشم و هر شبش با آن وبلاگ را به روز کنم همگی در یک پست جمع شدند. هم وبلاگ جامع تر و هم مطالب قابل دسترس تر. نظرات این شب ها را نیز همگی در یک پست آوردم. امید که در درگاه آنکه باید شاید.


ادامه مطلب
+ گام برداشته شده در جمعه پنجم بهمن 1386ساعت 16:42 توسط محمد گل کش |